حق مسلم ما

‏نمایش پست‌ها با برچسب اعدام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اعدام. نمایش همه پست‌ها

مرداد ۱۶، ۱۳۹۵

عاقبت اعتماد به نظام مقدس اسلامی


مرضیه امیری، مادر شهرام امیری، کارشناس فیزیک هسته‌ای زندانی در ایران به تعدادی از خبرگزاری‌های فارسی زبان گفت که پسرش اعدام شد. مادر شهرام امیری گفت که او در آخرین دیدار با پسرش از او شنیده که قرار است به زودی اعدام شود. او گفت که فرزندش چهارشنبه ۱۳ مرداد در مکانی نامعلوم اعدام شد. خانم امیری می‌گوید جسد فرزندش را ماموران امنیتی به کرمانشاه برده بودند. او توضیح داد که جسد فرزندش را دیده و بر گردن او اثر طناب دار بوده است.‎

شاید این درسی باشد برای تمام کسانی که در نظام مقدس اسلامی زیر بیرق سید علی سینه میزنند و برای طول عمر حکومتش در عرصه های مختلف کار میکنند .خانواده شهرام امیری، کارشناس فیزیک هسته‌ای ایران، از "اعدام" او خبر داده‌اند. این در حالی است که به گفته این خانواده، مقام های امنیتی چند سال پیش اعلام کرده بودند که آقای امیری به ۱۰ سال زندان محکوم شده است. در زمان دولت آقای احمدی نژاد، مقام های ایران از "ربوده شدن" شهرام امیری و انتقال او به آمریکا خبر داده بودند و بعد از یک سال، مدعی شده بودند که او به دفتر حفاظت از منافع ایران در واشنگتن پناه برده و به میل خود به کشور برگشته است.

اردیبهشت ۱۳، ۱۳۹۳

جلاد اصلی کیست ؟

در این تصویر چهار جلاد اسلامی و دو نگون بخت را می بینید که در یک قدمی  اجرای حکم شرعی اعدام ایستاده اند .
جلاد اصلی کیست ؟
الف : اسلام       ب : آلت الله خاله منی      پ : فقه شیعه       ت : هر سه گزینه صحیح است


ملتی که برای مفتخوری انقلاب کند , آخرش به گوه خوری می افتد ( سند )

فروردین ۱۰، ۱۳۹۳

اعدام روی خط مرز

رژیم اسلامی ایران اعدام میکند و فرقه ضاله مظله جیش القتل هم اعدام میکند . مسئولیت تمام این اعدام ها با سید علی خامنه ای و شرکا است . مسئولیت این اعدام ها با تمام مراجع شیعه و سنی است , تمام این اعدام ها بر اساس فتاوای اسلامی همین مفتی ها ی بیسواد اهل سنت و آخوندهای احمق شیعه عملی میشود . امر به اعدام سنت پیامبر اسلام است و امر به اعدام امر به حفظ نظام دیکتاتوری و غیر بشری اسلامی است . هر جا سخن از اسلام است , خون مردم بیگناه ریخته میشود . واقعا که چه زیبا گفته است " دین افیون ملتها و اسلام افعی ادیان است " 

نظام فاشیستی اسلامی به جای هزینه کردن درآمدهای نفتی برای آبادانی شهر ها و استان های کوچک و بزرگ مملکت، نان را از گلوی مردمان محروم خود بریده و به جیب تروریست های حزب الله لبنان و سوریه و فلسطین می ریزد تا درخت پوسیده اسلام را آبیاری کند . این اقدامات ضد ایران و ایرانی حکومت به محرومیت مناطقی همچون سیستان و بلوچستان دامن زده و فقر و بدبختی و فلاکت را در آن نواحی می گستراند. از طرفی بی احترامی، توهین، تحقیر و تمسخر اهل سنت توسط رسانه ها و منبرهایِ شیعه حکومتی، مردمان سنی مَسلک ایران را خشمگین نموده و جز تخم نفاق و کینه و دشمنی در دل آنان کاشتن، ارمغانی دیگر برای وطن نداشته است. به دو مورد کلیدی یاد شده، اعدام های دسته جمعی مردمان اهل سنت کشور، آن هم به دلایل واهی را اضافه کنید و شما یک معجونِ تلخِ مُهلک برای باردار کردنِ مناطقِ محرومی همچون سیستان و بلوچستان با جَنین خشونت طلبی و انتقام جویی را در اختیار دارید! اصلن دور از انتظار نیست که به جای یک “جیش العدل”، ده ها “جیش العدل” در گوشه به گوشه نقاط محروم ایران شروع به فعالیت و انتقام جویی کنند. از آنچه گفته شد نتیجه می گیریم که مسئولیت قتل و به خاک و خون کشیده شدن فرزندانِ این مرز و بوم، از جمله مرزبانِ جانباخته جمشید دانایی فر، با شخصِ سید علی خامنه ای ایست و مقصر و جنایتکار و تروریست واقعی اوست که با سیاست های غلط و ضد انسانی اش موجب گشته تا مردمانی که حتی یکدیگر را نمی شناسند، با سُرب داغ به استقبال یکدیگر رفته و انتقام شان را از همدیگر بگیرند!

آذر ۱۷، ۱۳۹۲

رضا قوچانی نژاد به دادگاه انقلاب احظار شد !

اجرای عدالت حق مسلم ماست ! ساعتی قبل  رضا قوچانی نژاد زننده گل پیروزی به کره جنوبی ( که موجب صعود تیم ملی به جام جهانی شد ) به دادگاه انقلاب احضار شد . این احضاریه همه خانواده فوتبال ایران را شوکه کرده است .  در حکم احضاریه او همکاری با دشمن بمنظور تضعیف شعائر اسلامی و بد نام کردن مسلمانان شعیه نوشته شده است , شاکی پروند حضرت آیت الله بهجت و چهار آیت الله دیگر هستند . کارلوس کی روش, عادل فردوسی پور و علی کفاشیان هم بعنوان مطلع به داد گاه فرا خوانده شده اند , برخی از وکلای ایرانی با دیدن این پرونده برایش اعدام از دروازه در زمین چمن مقابل آرژانتین را پیش بینی میکنند .

وقتی که تلویزیون جمهوری اسلامی صحنه های قرعه کشی جام جهانی 2014 را به خاطر لباس خانم فرناندا لیما سانسور کرد , موجب هجوم گسترده جوانان اسلامی گردید که در فیس بوک این خانم و فیس بوک لیونل مسی با فحاشی و تهدید به تجاوز جنسی از آنها پذیرایی کردند و فرهنگ غنی اسلامی که در دامانش بزرگ شده اند را به نمایش گذاشتند . و زمانیکه لیونل مسی و خانم فرنادا به این لشکر کشی فیسبوکی پاسخ دادند , مراجع اعظام از رضا قوچانی نژاد بدلیل گل زدن نابهنگام در بازی کره جنوبی و عبور از خط قرمز شرعی , شکایت کردند . حضرات آیات میگویند اگر رضا گوچی آن گل نامیمون غیر شرعی را نزده بود نیازی به پخش مستقیم مراسم قرعه کشی نداشتیم , اینقدر اسلام بد جلو نمی کرد , و اینقدر سپاه سایبری اسلامی به زحمت نمی افتاد تا بار دیگر به مردم برزیل بفهماند تفاوت فرهنگی داریم !  واقعا که عجب فرهنگ اسلامی ایرانی داریم و عجب جالب این نظام با مشکلات فرهنگی جامعه مواجه میشود ..........!


نامه سرگشاده به حجت الاسلام مجتبی خامنه ای در مورد حماسه توهین به آقای مسی و خانم فرناندا در فیسبوک




اردیبهشت ۱۳، ۱۳۹۲

فال انتخابات ریاست جمهوری 24 خرداد 1392 !

ما با شرکت در انتخابات فقط نوع مرگ خودمان را انتخاب میکنیم !
اگر شما به رنگ سبز سیدی یا همان سبز لجنی تمایل دارید در طالع شما مرگ تدریجی و نرم دیده میشود . شما کسی هستید که دوست دارید نم نمک بمیرید , مرگ بدون درد و خونریزی .
اگر شما به رنگ قرمز علاقه دارید , در طالع شما خفه شدن دیده میشود . شما کسی هستید که خفه خواهید شد یا فیزیکی یا غیر فیزیکی یا به هر دو صورت .
اگر شما به رنگ آبی تمایل دارید , مرگ خیابانی را انتخاب کرده اید , شما کسی هستید که دوست دارید در یک ثانیه کشته شوید .
اگر شما از حامیان زنگ زرد ید , از کسانی هستید که علاقه به خودکشی دارند . قطعا شما خودکشی خواهید کرد .
اگر شما به رنگ بنفش نظر دارید , در طالع شما گزیدگی دیده میشود , آنچنان گزیده شوید که برای هفت پشتتان قبل از مرگ وصیت کنید .
ما به شما توصیه میکنیم در انتخابات ( انتصابات رهبری ) شرکت نکنید .



بهمن ۰۷، ۱۳۹۱

تفریحات سالم در جمهوری اسلامی ایران !

به تصاویر زیر نگاه کنید ! از این تفریحات فقط و فقط مردم ایران بهرمند میشوند . باز هم بگوئید جمهوری اسلامی بد است ! باز هم بگوئید اسلام به فکر تفریح و تفرج مردم نیست .

متاسفانه وبلاگ ما کوچک است و جا نداریم وگرنه تمام تفریح و تفرج اسلامی رایج در حمهوری مقدس اسلامی ایران را به رخ کافران غربی میکشیدیم  تا بفهمند در اسلام هم تفریح هست ! و گمان نکنند تفریح یعنی اینکه چهار نره غول بروند توی کلاب برقصند و چشم چرونی کنند و مثلا خر کیف شوند ! در هیچ جای دنیا مردم اینقدر صبح تا شب کنار هم تفریح نمی کنند ! اذان صبح را با مراسم باشکوه و ولایی اعدام و اذان مغرب را در صف نفریحی نان عمدتا به پایان میرسانند .

بحث داغ امروز :
انتخابات در اسلام حرام است 


بهمن ۰۲، ۱۳۹۱

اینجا ایران اسلامی است , زورگیران خرده پا اعدام و دزدان کلان آزاد هستند .


علیرضا و محمد علی را بالای جرثقیل بردند و طناب دار را بر گردن آنها انداختند. پس از قرائت قرآن ، نماینده دادسرای جنایی تهران شروع به قرائت حکم کرد و گفت : 11 آذر امسال یکی از شهروندان هنگام ورود به شرکتی در خیابان خردمند مورد حمله چهار زورگیر موتورسوار قرار گرفت که فیلم این زورگیری در اینترنت منتشر شد. دزدان پس از سرقت چهل هزار تومان وجه رایج کشور با ایجاد رعب و وحشت از محل گریختند. با شکایت شاکی چهار زورگیر دستگیر شده و پرونده برای محاکمه به دادگاه انقلاب فرستاده شد که شعبه 15 دادگاه انقلاب دو نفر از زورگیران به نام های علیرضا مافیها و محمدعلی سروری را به اتهام محاربه به اعدام محکوم کرد. با تائید حکم در دیوان عالی کشور ، دو زورگیر خشن امروز به دار مجازات آویخته می شوند.
راستی کسی از مختلسان کبیر خبر داره ؟
قوانین اسلامی دقیقا مثل تار عنکبوت هستند , حشرات کوچک را اسیر میکند اما لاشخورهای بزرگ با پاره کردن تار عنکبوتی از ان به سلامت عبور میکنند !


حق مسلم ما : یا زورگیری و دزدی نکنید یا اگر میکنید درست و حسابی بکنید , چون در فقه شیعه و قانون اساسی حکومت اسلامی تاکید زیادی بر عدالت اجتماعی گردیده است .

دی ۲۸، ۱۳۹۱

اینجا آزادی نیست !

 اینجا استادیوم آزادی نیست ! مسابقه دربی استقلال و پرسپولیس نیست ! اینجا نمایشگاه بین المللی تهران یا مرکز فروش مرغ با قیمت دولتی نیست ! قرار نیست در اینجا کنسرت موسیقی استاد برگزار شود !
اینجا استادیو ورزشی سبزوار است , این جماعت به دیدن  مراسم شرعی اعدام آمده اند !
بر اساس فقه شیعه اعدام در ملاء عام برای درس عبرت دیگران واجب موکد است .
 مردمی که برای تماشای اعدام بلیط می خرند و در استادیوم تجمع میکنند تا لذت ببرند , حقشان رهبری سید علی و دولتشان هم باید توسط بزرگ مردی چون محمود اداره شود !
 این مردم بهشت را زیر سایه شمشیرها می بینند . حقشان گرسنگی و اختلاس 3 هزار میلیارد دلاری است

این مردم باید توسط کشورهای جهان تحریم شوند , این مردم که برای تماشای اعدام سر و دست میشکنند حقشان ریاست جمهوری حداد قاتل و علی اکبر ولایتی است .
یک دلار آمریکا باید بشود یکصد هزار تومان که حق این مردم همین است .
لیاقت این جماعت همان چیزی است که دارند ( حکومت شیعه طالبانی ) .
و در قرآن همین مردم شیعه , آمده که ما سرنوشت قومی را تغییر نمی دهیم مگر خودشان بخواهند و ... لیاقت هر مردمی همان حکومتی است که بر آنها حاکم است .

حق مسلم ما : ما از مجرم و جانی و سارق و... حمایت نمی کنیم ! حرف ما حضور مردم است . مجرم باید مجازات شود , اگر چه با هر گونه اعدام هم مخالفیم ! حبس ابد بجای اعدام .

مهر ۰۲، ۱۳۹۰

روح الله , روح الله است . چه داداشی چه خمینی !

در این مقاله کوتاه نمی خواهیم از قاتل , جنایتکار , بر هم زننده نظم عمومی , شرور و قانون شکنان حمایت کنیم . بدون تردید هیچ آدم عاقلی از محاکمه و مجازات یک خلافکار ناراضی نیست .

اما آنچه نویسنده را وا میدارد تا این مطلب را بنویسد , در اصل پاسخی است به همه آنهایی که میگویند مردم ایران ساعت 4 صبح بیست هزار نفرشان به خیابان می آیند تا شاهد اعدام باشند و لذت ببرند , اما برای آزادی کشورشان به خیابان نمی آیند . آنها میگویند این مردم لیاقتشان همین جمهوری اسلامی است .

درست است که در 32 سال گذشته ترویج خشونت و انتقام گیری از طرف حکومت دینی در ایران رواج یافته است تا جائیکه در فیلم ها و سریالهایشان قصاص نفس را ترویج داده اند و این صحنه ها عواقب وحشتناکی را در جامعه ببار آورده است . هنوز چهلم کودکانی که با تاثیرپذیری از سریال تلویزیونی رمضان در تهران و یزد خودشان را دار زدند نرسیده است .
با این وجود بسیاری از مردم تهران بامدادن به خیابان آمدند تا گذشت و بزرگواری را از یک خانواده پهلوان ببینند و خوشحال به منزل برگردند . آنها روح الله داداشی را پهلوان میدانستند , و خانواده اش را یک خانواده پهلوان پرور تصور میکردند . انتظار بسیاری از مردم گذشت و عدم اجرای حکم قصاص بود .
اما آنها نمی دانستند نام مقتول روح الله است , مردم ایران فراموش کرده بودند که چگونه روح الله بعد از انقلاب 57 با اعدام هزاران هزار ایرانی , بعنوان کینه ورزترین و ددمنش ترین روحانی تاریخ ایران با خون هزاران ایرانی برای خودش و هم کیشان ولایتمدارش آبگوشت چرب و کله پاچه روغنی شیعه را به ارمغان آورده بود .
آنها نمی دانستند که روح الله , روح الله است . میتواند قدرتمند و هیکل باشد اما پهلوان نیست , چون مرد نیست . همانگونه که روح الله خمینی از مردانگی چیزی نداشت . روح الله قهرمان است نه پهلوان , زورگیر ضعیف کش است نه جوانمرد .
خانواده داداشی با اجرای حکم اعدام در ملاعام نه تنها درس زندگی و عبرت آموزی به جوانان ندادند بلکه به همه مردم ثابت کردند , روح الله آنها موجودی کینه توز , قاصی , ولایتمدار و شیعه متشرع بوده که جز زور گیری به هیچ نمی اندیشیده . خانواده داداشی به همگان نشان دادند که فاصله قهرمانی تا پهلوانی هزاران هزار کیلومتر است و نه آنها شخصیت یک خانواده پهلوان را دارند و نه پسرشان پهلوان بوده .
بسیارند پهلوانانی چون آریو برزن و تختی و آمنه بهرامی که نامشان جاودانه در قلبهای ایرانیان حک شده است و مظهر آزادگی , گذشت و جوانمردی اند .
آمنه بهرامی زمانی بخشید که در اوج قدرت بود . زمانی که حکم قصاص در دست داشت . نام آمنه و آمنه ها برای همیشه در قلب مردمان ایران زمین جاودان خواهد بود . اما بسیار زود است که فراموش کنیم روح الله داداشی و ... و اگر هم فراموش نشوند مانند خمینی بعنوان مظاهر کینه و انتقام و ... در تاریخ ثبت و ضبط خواهند شد .


آلبوم های دیدنی و خواندی

شهریور ۲۲، ۱۳۹۰

طناب سبز !

چرا رنگ این طناب سبز است ؟



صبح امروز بیست و دوم شهریورماه ۱۳۹۰، مردم تهران به تماشای مراسم اعدام كوشا رفتند، جوانی كه پانزدهم تیرماه دختری كه به خواستگاری او نه گفته بود را روی پل مدیریت با ضربات چاقو به قتل رساند.
اولیای دم 'مهسا' دختر دانشجویی كه با ضربات متعدد چاقوی عامل جنایت روز چهارشنبه 15 تیرماه به قتل رسیده بود در محل اجرای مراسم حضور داشتند.


تیر ۲۶، ۱۳۹۰

من الاغ هستم !


بیش از 1473 جنایت در کمتر 240 روز در ایران اتفاق افتاده است .
اگر آمار رسمی اعدام شدگان مواد مخدر , جرائم رانندگی , انواع سرقت , ارتشاع و رشوه و سایر موارد مشابه را از کل آمار جرم و جنایت در ایران کم کنیم به عدد 1473 می رسیم . این آمار شامل دستگیری آدمهای بیگناه مثل نسرین ستوده یا پگاه آهنگرانی یا ادمهای سیاسی مثل تاجزاده و سحرخیز و یا دانشجویان بی گناهی مثل توکلی و مددزاده هم میشود ,چرا که دستگیری ادم بی گناه جنایت است . البته این بخش نسبتا مثبت داستان است , وقتی این امار چهره واقعی حکومت اسلامی را نشان میدهد که از میدان کاج تهران تا پل مدیریت تا چاقو کاری دختر کرمانی و تجاورزات کاشمر و خمینی شهر و مشهد را هم می بینیم .

اگر غرق شدن یک دختر قهرمان مسابقات قایق سواری را حادثه ورزشی قلمداد کنیم , اما قتل روح الله داداشی و قاتل شدن برادران قرائی را که نمی شود حادثه ورزشی خواند .

در هشت ماه گذشته چند مورد شیخ کشی و ملا کشی هم گزارش شده است .حالا اینکه چند بار عبا و عمامه اقایان را انداخته اند در مجامع عمومی یک بحث دیگری است .
اگرکشته شدن تعدادی از کارگران ایران خودرو را یک تخلف رانندگی بدانیم و آنرا سیاسی اجتماعی نگاه نکنیم , اما نمی توان حوادث کارگری خوزستان را حادثه نامید .

حالا از کودک آزاری ها که توسط والدین بی رحمشان بارها و بارها گزارش شده می گذریم , از تجاوزات جنسی پدران و خویشاوندان به دخترکان هم می گذریم , نمونه آخرش همین دخترک 12 ساله مشهدی . از کودکان کار و بچه های کارگر که موجب سواستفاده کنندگان هم قرار می گیرند می گذریم ( اگر چه جای گذشت ندارد اما به بحث امروز ما مربوط نیست )

در همین روزهای اخیر تصاویری منتشر شد که یک سرباز بدبخت پلیس ایران را با سلاح سرد نوازش داده بودند و برخی حوادث و گزارشات مشابه . این هم جنایت است , اگر چه سبز پوشان پلیس ادم کشهای حرفه ای هستند .

فراموش نکرده ایم که وزارت بهداشت و درمان هم تعدادی بیمار فقیر را در کنار یک جاده روستایی رها کرده بود و ... آیا این جنایت نیست .

وضعیت دانشگاهها هم که معلوم است , راستی کسی از دخترک دانشجوی مشهدی خبر دارد که سه هفته قبل مورد تجاوز ...

تصمیم ندارم خیلی پیاز داغ این متن را زیاد کنم و بگویم در مجلس شورای اسلامی اگر چاقو کشی نشد اما کتک کاری را که نمی شود کتمان کرد , هو هو کردن و دو دو کردن و گاه برخوردهای فیزیکی !

درگیری لفظی و رفتاری سید علی خامنه ای و محمود احمدی نژاد هم اگر به چاقو کشی نرسیده اما کم از آن هم نبوده است , حتی اگر آنرا چنگ زرگری بنامیم .

این چه مملکتی است که از ورزش تا سیاست و از مجلس تا دانشگاه و از بیت رهبری تا باغمنزل خصوصی رعیت زیر بمباران جنایت است ؟ این حکومت امام زمان است ؟ آیا امام زمان چاقو کش , یا مروج چاقو کشی است ؟ معنی فرهنگ اسلامی را خوب ....! ترویج اسلام را خوب .... ! دموکراسی اسلامی را خوب ... !
این چطور اسلامی است که من معنایش را درک نمی کنم . !!!!!!
حالا یک ادم های آزموده شده معلوم الحال مثل رفسنجانی و خاتمی و بهنود صحبت ازشرکت مشروط در انتخابات آینده میکنند . کشوری که امنیت ندارد سیاستش بخورد توی سر همان مروجان جمهوری اسلامی , اینها مردم ایران را الاغ فرض کرده اند .
=====================================================================
روی تصویر سمت راست کلیک کن تا به صفحه تحریم انتخابات منتقل شوی , انوقت اگه خواستی ثبت نام کن .
روی تصویر سمت چپ کلیک کن تا بمب گوگلی تحریم انتخابات را حمایت کرده باشی . تصویر سمت چپ با تگ انتخابات اسفند و تحریم آن آپلود شده است . هر چه بیشتر روی آن کلیک شود توسط موتورهای جستجو سریعتر پیدا میشود . ( بمب گوگلی )
فقط با دو کلیک کم هزینه و بی خطر ضمن حمایت از جنبش سبز تحریم انتخابات , اطلاع رسانی هم کردی .















آلبوم های دیدنی و خواندی

تیر ۰۳، ۱۳۹۰

جانشینان محمد و صادر کنندگان اسلام چه ها که نمی کنند .


با دیدن این ویدئو انسان میمونه چی بگه ! در عربستان سعودی کله یک زن را با شمشیر در حضور مردم جدا میکنند !
تشرشر بر محمد و آل محمد

اسفند ۰۵، ۱۳۸۹

میر حسین موسوی توسط نوچه های خامنه ای کشته شده است


دختران مير حسين موسوی و زهرا رهنورد، دو تن از رهبران مخالفان در ايران، می گويند، از غروب ۲۵ بهمن تاکنون از پدر و مادرخود خبر ندارند و تاکنون چند بار به کوچه خانه پدری مراجعه کرده اند اما ماموران مانع از ورود آنها به کوچه شده اند و در هنگام شب چراغ های خانه خاموش بوده و اين «مفهوم خوبی ندارد»
به گزارش وب سايت کلمه فرزندان مير حسين موسوی و زهرا رهنورد در نامه خود تصريح کرده اند چندبار به طر ف منزل پدر و مادر خود رفته اما مامورانی که در سياه فلزی بزرگی بر ورودی کوچه نصب کرده اند اجازه ندادند که به خانه پدر و مادرشان نزديک شوند و با توهين آن ها را رانده اند.
دختران مير حسين موسوی و زهرا رهنورد می گويند ازغروب ۲۵ بهمن که با پدر و ماردشان صبحت کردند ديگر خبری از آنها ندارند و تا کنون چندبار شب به سر کوچه منزل خانوادگی اشان رفته اند اما چراغ های منزل پدر و مادرشان خاموش بوده است.
فرزندان مير حسين موسوی و زهرا رهنورد نوشته اند: «غروب ۲۵ بهمن آخرين بار صدای مادر را شنيديم، از پشت تلفن . يک خودروی ون کوچه اختر را بسته بود. فکر کرديم موقتی است شايد…فکر کرديم مگر می شود ۱۳ روز پشت دری ايستاد و به انتظارصدايی و اشاره ای که مادر و پدر هنوز هستند، زنده هستند، سالم هستند و دری و درهايی که هيچ وقت گشوده نشوند و چراغ های خانه ای که روشن نشوند ديگر.»
جو امنیتی امروز عصر تهران به همین دلیل است میترسند خبر مرگ موسوی مردم را به خیابان بکشاند .

جو امنیتی امروز عصر تهران به همین دلیل است میترسند خبر مرگ موسوی مردم را به خیابان بکشاند .

برخی صفحات پر بیننده در همین وبلاگ

بهمن ۲۲، ۱۳۸۹

یا فرج الله سلحشور دروغگو است یا خامنه ای عاشق فیلم سکسی !


سعيد ملك‌پور جوان ۳۵ ساله ايراني به جرم طراحی و گرداندن سایت‌هایی که جمهوري‌ اسلامي آنها را «مستهجن» می‌خواند دو سال پيش بازداشت و روز شنبه گذشته به اعدام محکوم شد. اين حكم در حالي صادر شده كه به گفته همسرش پرونده ملك‌پور كارشناس فني ندارد. فاطمه افتخاري همسر سعيد ملك‌پور در گفت‌وگو با رسانه‌هاي مختلف، به اين نكته اشاره كرده كه تنها مدارك پرونده عليه شوهرش، اعترافاتي است كه تحت شكنجه از او گرفته شده است.

فرج الله سلحشور گفته آقا کارگردانی را می شناسد که در هالیوود بیش از صد فیلم را ساخته است .
ابتدا این فیلم دو دقیقه ای زیر را ببینید !
بعد ادامه مطلب را بخوانید . این فیلم بخشی از برنامه پارازیت است .



با دیدن این فیلم چه نتیجه ای میتوان گرفت . کسی که خودش فیلم های سوپر ( سکسی ) تولید آمریکا را دنبال میکند و کارگردانان مشهور آنها را میشناسد , میخواهد یک جوان ایرانی را به اتهام دروغین اعدام کند .
آقای خامنه ای هفتادو چند ساله , اگر تو خودت فیلم سکسی می بینی و آنها را دنبال میکنی چرا یک جوان را بر فرض اینکه یک وبسایت 18 + داشته میخواهی اعدام کنی , و اگر اینکاره نیستی باید فرج الله سلحشور را اعدام کنی که همچین تهمتی به تو زده .
حتی اگر تو اینکاره نیستی و سلحشور هم این حرف را نزده باید این ملای احمق را اعدام کنی که رسما تو را به دنبال کردن فیلم های مبتذل و مستهجن محکوم کرده .
خامنه ای تو باید طناب دار را بندازی گردن سلحشور یا گردن این بچه ملای مفتخور , مگر اینکه حرفهای سلحشور و این شیخ بد صدا درست باشد که در آن صورت باید گفت تو رقیب نمی خواهی و لذا تصمیم گرفته ای سعید ملک پور را اعدام کنی . و به این وسیله مجددا کثیف بودن خودت را جهانی خواهی کرد .


برخی صفحات پر بیننده در همین وبلاگ

مرداد ۳۰، ۱۳۸۹

شیوا نظر آهاری در سایه اعدام

ملایان این نمایندگان امام زمان در جهان , این فرزندان خلف شیعه در کائنات
میخواهند شیوا نظر آهاری را اعدام کنند
میگویند او محارب است


اردیبهشت ۱۹، ۱۳۸۹

خامنه ای در پیام نورزی گفت : در سال مضاعف ، کردها و اهل تسنن را مضاعف اعدام کنید !


در نظام اسلامی کرد بودن جرم است ، و مجرم اعدام میشود

شیرین علم هولی متولد سال 1360 در روستای دیم قشلاق در حوالی ماکو پس از گذراندن یک سال و 9 ماه حبس در زندان اوین تهران در روز هشتم آذر ماه به اتهام کرد بودن و اهل تسنن بودن دادگاهی شده و به اعدام محکوم گردید و در تاریخ 19 اردیبهشت 1389 بدون اطلاع خانواده و وکلایش در زندان اوین اعدام شد.

او در نامه ای از زندان مینویسد :
من در فوریه‌ی سال 2008 در تهران توسط تعدادی از ماموران نظامی و لباس شخصی دستگیر شدم و مستقیما به مقر سپاه منتقل شدم. به محض ورود و پیش از هر گونه سوال و جوابی، شروع به کتک زدن من کردند. من در مجموع ۲۵ روز در سپاه ماندم. ۲۲ روز آن را در اعتصاب غذا به سر بردم و تمام آن مدت متحمل انواع شکنجه‌های جسمی و روحی شدم. بازجوها مرد بودند و من با.............




دلاوران کرد ایرانی سید علی آدمکش و محمود حرامزاده را سر جای خود خواهند نشاند
.
.
.

بهمن ۱۲، ۱۳۸۸

شیرین علم هویی در آستانه اعدام


من در فوریه‌ی سال 2008 در تهران توسط تعدادی از ماموران نظامی و لباس شخصی دستگیر شدم و مستقیما به مقر سپاه منتقل شدم. به محض ورود و پیش از هر گونه سوال و جوابی، شروع به کتک زدن من کردند. من در مجموع ۲۵ روز در سپاه ماندم. ۲۲ روز آن را در اعتصاب غذا به سر بردم و تمام آن مدت متحمل انواع شکنجه‌های جسمی و روحی شدم. بازجوها مرد بودند و من با دستبند به تخت بسته شده بودم. آنها با باتوم برقی، کابل، مشت و لگد به سر و صورت و اعضای بدنم و کف پاهایم می کوبیدند. من حتی در آن زمان به راحتی نمی‌توانستم فارسی را بفهمم و صحبت کنم. زمانی که سوال‌هایشان بی جواب می ماند، باز مرا به باد کتک می‌گرفتند تا از هوش می رفتم. صدای اذان که می آمد برای نماز می رفتند و به من تا زمان بازگشتشان فرصت می دادند تا به قول خودشان فکرهایم را بکنم و زمانی که باز می گشتند، دوباره کتک، بی هوشی، آب یخ و ...

زمانی که دیدند من بر ادامه‌ی اعتصاب غذا مصرم، به واسطه‌ی سرم و شلنگ‌هایی که از بینی به درون معده‌ام می‌فرستادند، به زور قصد شکستن اعتصابم را داشتند. من مقاومت می کردم و شلنگ‌ها را بیرون می کشیدم که منجر به خونریزی و درد زیادی می شد و اثر آن حالا بعد از دو سال هم چنان باقی مانده و آزارم می دهد.

یک روز در هنگام بازجویی، چنان لگد محکمی به شکمم زدند که بلافاصله دچار خونریزی شدیدی شدم. یک روز یکی از بازجویان به سراغم آمد، تنها بازجویی بود که او را دیدم. در سایر مواقع چشم بند داشتم. او سوال‌های بی ربطی از من پرسید. وقتی جوابی نشنید، سیلی محکمی به صورتم زد و اسلحه‌ای از روی کمر خود باز کرد و بر سرم گذاشت و گفت: "به سوال هایی که از تو می کنم جواب بده. من که می دانم تو عضو پژاک هستی، تروریستی، ببین دختر تو حرف بزنی یا نه فرقی نمی کند، ما خوشحالیم که یک عضو پژاک در دستانمان اسیر است."

در یکی از دفعاتی که دکتر برای درمان زخم‌هایم و رسیدگی به وضعیتم مراجعه کرده بود، من در اثر کتک‌ها در عالم خواب و بیداری بودم. دکتر از بازجو خواست که مرا به بیمارستان منتقل کنند. بازجو پرسید: "چرا باید به بیمارستان معالجه شود، مگر در اینجا معالجه نمی شود؟". دکتر گفت: "برای معالجه نمی گویم، من در بیمارستان برایتان کاری می کنم که دختره مثل بلبل شروع به حرف زدن بکند." فردای آن روز مرا با چشم بند و دستبند به بیمارستان بردند. دکتر مرا روی تخت خواباند و آمپولی به من تزریق کردند. من گویی از خود بی خود شده بودم و به هر آنچه را که می پرسیدند، پاسخ می دادم و جواب‌هایی که آنها می خواستند را همانگونه که می خواستند به آنها می دادم و آنها هم از این جریان فیلم می گرفتند. وقتی به خودم آمدم از آنها پرسیدم که من کجا هستم و فهمیدم که هنوز روی تخت بیمارستانم و بعد از آن دوباره مرا به سلولم منتقل کردند.

ولی انگار برای بازجوها کافی نبود و می خواستند من بیشتر رنج بکشم. با پای زخمی سرپا نگه می داشتند تا پاهایم کاملا ورم می کرد و بعد برایم یخ می آوردند. شب ها تا صبح صدای جیغ و داد و ناله و گریه می آمد و من از شنیدن این صداها عصبی می شدم که بعدها فهمیدم این صدا ضبط است و به خاطر آن است که من را عذاب بدهند. یا ساعت‌ها در اتاق بازجویی فقط قطره قطره آب سرد روی سرم می چکید و شب مرا به سلول باز می گرداندند.

یک روز با چشمان بسته روی صندلی نشسته بودم و بازجویی می شدم. بازجو سیگارش را روی دستم خاموش کرد و یا یک روز آنقدر پاهایم را با کفش‌هایش فشار داد که ناخن‌هایم سیاه شد و افتاد. یا اینکه تمام روز مرا در اتاق بازجویی سرپا نگه می داشت و بدون هیچ سوالی، فقط بازجویان می نشستند و جدول حل می کردند. خلاصه آنکه هر آنچه که از دستشان برمی آمد را انجام دادند.

بعد از آن که از بیمارستان بازگشتم تصمیم گرفتند که مرا به بند
209 زندان اوین منتقل کنند. ولی به دلیل وضعیت جسمی‌ام و اینکه حتا نمی توانستم راه بروم، بند 209 حاضر به پذیرش من نشد و یک روز تمام با همان وضعیت، مرا دم در 209 نگاه داشتند تا سرانجام مرا به بهداری منتقل کردند.

دیگر، تفاوت شب و روز را درک نمی کردم. نمی دانم چند روز در بهداری عمومی اوین ماندم تا زخم‌هایم کمی بهتر شد و بعد به
209 منتقل شدم و بازجویی‌ها در آنجا آغاز شد. بازجوهای 209 نیز تکنیک‌ها و روش‌های خاص خود را داشتند و به قول خودشان با سیاست سرد و گرم پیش می‌رفتند. ابتدا بازجویی خشن می آمد و مرا تحت فشار و شکنجه و تهدید قرار می داد و می گفت که هیچ قانونی برایش مهم نیست و هر کاری بخواهد با من می کنند و ... بعد بازجوی مهربان وارد می شد و از او خواهش می کرد که دست از این کارها بردارد. به من سیگاری تعارف می کرد و بعد سوالات را تکرار می کرد و دوباره این دور باطل شروع می شد.

درمدتی که در
209 بودم، به خصوص اوایل که بازجویی داشتم، وقتی که حالم خوب نبود یا بینی‌ام خونریزی می کرد، فقط در داخل سلول مسکنی به من تزریق می کردند. کل روز خواب بودم. مرا از سلول خارج نمی کردند یا به بهداری منتقل نمی کردند...

شیرین علم هویی، بند نسوان اوین،
18/1/2010

.

چهارشنبه سوری با لباس سبز در سراسر دنیا


دی ۱۶، ۱۳۸۸

دخترزشت ، محارب شد . اعدامش کنید

آقای ولایت وقیح اسلامی ( سید علی شیرگی )
آقای قدرت غذائیه جمهوری اسلامی ایران ( صادق لالاجانی )
آقای رئیس محفل اسلامی ایران ( علی لاری جانی )
آقای رئیس جمعود جمهوری اسلامی ( محمود ا.ن )
آقای صپاه و آقای نیروی انتزامی
من اعتراف میکنم یک محارب اصیل و آماده اعدام هستم ، عکسم را ببین سبز است و از مرگ نمی ترسد
زن ایرانی از هیچ دیکتاتوری نمی ترسد
کجاست آن طناب دار و آن چارپایه جوبی ، کجاست محراب من ، کجاست آن مزدور درباری
که چار پایه را از زیر پاهایم بکشد
من محاربم و به اصل ولایت فقیه و اصل جمهوری اسلامی اعتقاد ندارم
من سبزم و شعارم مرگ بر دیکتاتور است

بشتابید که تا دیر نشده مادرم و پدرم و همه مردم ایران منتظرند تن بیجان مرا بر دار اسلامی ببینند . افتخار من محارب بودن من است . من بعنوان یک زن ایرانی به هیچکدام از اصول ولایت فقیه التزام ندارم و آنرا ولایت مطلقه وقیح میدانم . در 22 بهمن 88 باز هم به خیابان خواهم آمد و محارب خواهم شد . که محارب بودن افتخار هر ایرانی است .

مرگ بر خامنه ای

مرگ بر ولایت فقیه

مرگ بر مزدور بی سواد اسلامی

.

درهمین وبلاگ: آنها که برای اهدای خون به رهبرشان در صف ایستاده اند ، محترم اند
.

.

آبان ۲۰، ۱۳۸۸

احسان فتاحیان قبل از اعدام توسط بازجویان کشته شده بود !





احسان فتاحیان اهل کرمانشاه در مردادماه سال جاری در شهر کامیاران از توابع استان کردستان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد، نامبرده در دادگاه اولیه در آبان ماه سال جاری توسط دادگاه انقلاب سنندج به ده سال حبس تعزیری توام با تبعید به زندان رامهرمز خوزستان محکوم گردید که پس از اعتراض ، پرونده به دادگاه تجدید نظر استان کردستان ارجاع گردید.


ظاهرا تعجيل در اجراي حكم اعدام احسان، در پي نامه ي تذكر آميز روز پنج شنبه ي قوه ي قضاييه به دادگستري سنندج در خصوص عدم تامل در اجراي اين حكم صورت گرفته است.


اما بنا به گزارشات غیر رسمی که توسط زندانیان هم بند وی به بیرون درز کرده است و نقل تمام محافل کرد منطقه است . داستان چیز دیگری است . احسان شاکی خصوصی نداشت و اگر جرم او محاربه و براندازی بود در همان دفعه اول حکم اعدام را میگرفت .
بعد از اینکه احسان به حکم 10 سال حبس اعتراض قانونی میکند . مجدد توسط باز جو یا بازجویان به محل باز جویی برده میشود ،( از این بخش باز جویی هیچگونه خبری در دست نیست ) اما شواهد و اخبار واصله از زندان حاکی از آن است که مشاجره لفظی بین احسان و باز جو در میگیرد و بازجو هم با شدت هر چه بیشتر او را تنبیه میکند که ظاهرا احسان در همان زمان و قبل از حکم اعدام جان به جان آفرین تسلیم میکند . ـ مشابه آنچه برای زهرا کاظمی خبرنگار ایرانی کانادایی رخ داد ـ
لذا برای رفو کردن این حادثه وسر پوش گذاشتن بر آن و ترس حکومت از جامعه کرد ایران و منطقه کردستان ایران ، دادگستری سنندج با مشاورت مرکز اقدام به صدور حکم اعدام می نماید و برای بیشتر طبیعی جلو دادن ان شایعه نامه ي تذكر آميز روز پنج شنبه ي قوه ي قضاييه به دادگستري سنندج را مطرح میکند .
الف : قبل از اعدام این زندانی محکوم به اعدام توسط چه پزشکی معاینه گردیده است ؟
ب : کدامیک از خویشاوندان احسان ساعاتی قبل از اجرای حکم او را ملاقات کرده اند ؟
ج : چرا به اولیای دم اجازه نداده اند که احسان بعد از اعدام توسط پزشک معتمد خودشان معاینه شود و لحظه مرگ معلوم شود ؟
در این خصوص حتی خانم شیرین عبادی ( برنده جایزه صلح نوبل ) از خانواده و بازماندگان احسان خواسته است قبل از دفن توسط پزشک معتمد خانواده معاینه شود . چرا ؟
اگر جلوی این کثافتهای جانی ( سپاه پاسداران و ملایان ) گرفته نشود از ایران یک کوبا خواهند ساخت .
بر تمام مردم کرد و تمام شهروندان سنندج و کامیاران و مناطق کرد نشین دیگر و حتی تمام مردم ایران و همگی سازمانهای حقوق بشری در سراسر دنیا لازم است این مسئله را تمام شده تلقی ننمایند .
آنچه در بالا آمد به نقل از زندانیان هم بند احسان است که بصورت شکسته بسته به بیرون درز یافته است . خبرهای بیشتر متعاقبا خواهم نوشت .
.
. بازگشت به بالاترین